آموزش تجوید قرآن

آموزش تجوید قرآن
اولين علم از علوم اسلامي، علم قرائت قرآن کريم بود. آشنايي با علم قرائت اين امکان را به انسان مي‌دهد تا قرآن را هر چه زيباتر، فصيح‌ تر و روح‌ بخش‌ تر تلاوت نمايد تا تأثير آيات قرآن بر قلب و جان خود انسان و نيز شنوندگان، دو چندان شود و در ابتدا به حسن صورت آن جذب شده و سپس شيفته سيرت دل‌ انگيز و زيباي آن گردند و در ادامه خود جزء پويندگان طريقه عمل به آن قرار گيرند. علم قرائت، داراي چهار رکن اساسي است که در این بين تجويد مهم‌ ترين و اساسي ‌ترين رکن قرائت قرآن می ‌باشد. تجويد از نظر لغوي مصدر باب تفعيل، مترادف کلمه تحسين و به معناي نيکو گردانيدن است و در اصطلاح علم قرائت عبارت است از مجموعه قواعدي که رعايت آنها موجب اداي حروف به طرز صحيح مي‌شود. در پست امروز وب سایت پاتوق یو مجموعه زیبای آموزش تصویری تجوید قرآن کریم را برایتان آماده کرده ایم که این مجموعه به صورت متحرک سازی شده در فایل های تصویری با فرمت WMV و به شیوه ای جذاب، تجوید مقدماتی قرآن کریم را در 10 جلسه به شما آموزش می دهد.
توضیحات کامل تر و ویژگیهای نرم افزار در ادامه مطلب موجود است ...
ادامه نوشته

روانخواني و تجويد قرآن؛ حبيبي - شهيدي - علامي

 

روانخواني و تجويد قرآن

حبيبي - شهيدي - علامي


مقدمه ...
قال اللّه تبارك و تعالى :
(وَ رَتِّلِ الْقُرْانَ تَرْتيلاً)
(مزّمّل ، آيه 4)
بـا سـلام خـدمت تمام پيروان راستين قرآن كريم ، آنانى كه روزها در پى تعليم و تعلّم و به كارگيرى احكام نورانى قرآن بوده ، در اعتلاى هرچه بيشتر قرآن كريم و نظام قرآنى جمهورى اسلامى ايران ، تلاش و كوشش ‍ مى كنند.
سـلام بـه تـمـام پـاسداران قرآن ، آنان كه قرآن را در سينه هاى خود حفظ داشتند و در نبرد با اهريمنان و مستكبران ، محافظ قرآن بودند.
سـلام و درود بـر حـضـرت امام خمينى (رحمة اللّه عليه ) آن بزرگ پاسدار قرآن كه راه و رسم حفاظت از قرآن را به ما آموخت .
كـتـاب حـاضـر در رابـطـه بـا نظام آموزش عقيدتى سياسى سپاه براى عزيزانى كه با مدرك سـيـكـل وارد سـپـاه مـى شـونـد، تـهـيـه شـده اسـت . در تـهـيـه بـخـش اول و دوم اين كتاب ، دو هدف عمده مورد توجه بوده است :
هدف اول : روان خواندن قرآن
افـراد بـسـيـارى هـسـتند كه قرآن را مى توانند بخوانند، ولى در سليس و روان خواندن آن دچار مشكل هستند و چه بسا اين امر، باعث نخواندن قرآن و در نتيجه دلسردى آنان شده است ، در حالى كه علاقه به خواندن و انس با اين كتاب الهى دارند.
بـايـد دانست افرادى كه قرآن را به زحمت تلاوت مى كنند، دو گروه اند؛ عده اى كه در جلسات قـرائت قـرآن بـصـورت (سـنّتى ) قرآن را فراگرفته اند و دسته اى كه در كلاسهاى آموزش قرآن شركت كرده و قرآن را آموخته اند.
مشكل خواندن قرآن براى آنها دو علّت مى تواند داشته باشد:
الف ـ عـدم مـمـارسـت با قرآن : اين افراد دستورها و قواعد روخوانى قرآن را مى دانند، ولى به عـلّت عـدم كـوشـش در جـهـت تـلاوت مـداوم قـرآن ، آن را روان نـمـى خـوانـنـد. توصيه ما به چنين دوسـتـانـى ايـن اسـت كـه سـعـى كـنـنـد ضـمـن بـرنـامـه اى مـنـظـم ، حداقل روزى پانزده دقيقه از سوره هاى جزء سى ام قرآن تلاوت كنند و اين برنامه را تا جايى كه مشكل روان خوانى آنان حل شود، ادامه دهند.
بـايـد تـوجـه داشت كه هر مسلمانى شايسته است روزانه مقدارى از وقت خود را به تلاوت قرآن اختصاص دهد.
در قـرآن و احـاديـث مـعـصومين عليهم السلام در اين رابطه تاءكيد زيادى شده است ، بطورى كه خداوند به همه پيروان اسلام توصيه مى كند:
(فَاقْرَءُوا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْانِ)(1)
پس هرچه ميسر شود از قرآن بخوانيد
در احاديث ائمه معصومين عليهم السلام فضيلت بسيارى براى تلاوت قرآن بيان شده است ، تا جـايـى كـه تـعـداد آيـاتـى كـه هـر مـسلمان خوب است در شبانه روز بخواند تعيين گرديده است .(2)
ب ـ نـدانـسـتـن قواعد روخوانى : اين افراد يا اين قواعد را نمى دانند و يا به علت عدم تمرين ، فـرامـوش نـمـوده انـد. بـديـن جهت ، هنگام تلاوت ، وقتى با كلماتى كه داراى اين گونه قواعد هـسـتـند برخورد مى كنند دچار مشكل شده و نمى توانند سليس بخوانند. براى چنين افرادى بايد بطور كلاسيك ، قواعد روخوانى تدريس شود و با ارائه تمرينهاى زياد اين كاستى بر طرف شود.
هـدف اول ايـن كـتـاب ، ابتدا كمك به افرادى است كه به علّت ندانستن قواعد روخوانى قادر به روان خـوانـدن قـرآن نـيـسـتـنـد، كـه ايـن مـهـم بـه وسـيـله (بـخـش اوّل ) كتاب ، تاءمين خواهد شد و سپس با تمرينهايى كه ضمن دروس (تجويد) در نظر گرفته شده تا حدودى مشكل عدم ممارست با قرآن نيز از بين خواهد رفت ، البته به شرطى كه توصيه (خواندن منظّم روزانه قرآن ) به كار بسته شود.
هدف دوّم :آموزش علم (تجويد)
عـلم يـاد شـده طرز تلفّظ صحيح حروف و كلمات قرآن را مى آموزد كه نتيجه آن صحيح خواندن قرآن و عدم تغيير معانى آيات مى باشد. همچنين با رعايت دستورهاى تجويدى مى توان قرآن را بـه گونه اى دلنشين و زيبا قرائت كرد. به اين مساءله در قرآن و احاديث زيادى اشارت رفته است كه در اينجا از چند مورد به عنوان زينت كلام ياد مى شود.
(وَ رَتِّلِ الْقُرْانَ تَرْتيلاً)(3)
قرآن را بطور شمرده و روشن بخوان .
ايـن آيـه ما را به شمرده خواندن و با درنگ تلاوت نمودن كلام خدا دعوت مى كند. امام على عليه السلام در تفسير اين آيه مى فرمايد:
(اَلتَّرْتيلُ تَجْويدُ الْحُرُوفِ وَ مَعْرِفَةُ الْوُقُوفِ)(4)
تـرتـيـل عـبـارت اسـت از اداى نـيـكـو و صـحـيـح حـروف و شـنـاخـت محل وقفهاى قرآن .
از ايـن كـلام امـيـر مـؤ مـنـان نـتـيـجـه گـرفـتـه مـى شـود كـه تـرتـيـل هـمـان عـلم تـجـويـد اسـت كه در بر گيرنده صحيح ادا كردن حروف (در نتيجه صحيح خـوانـدن كـلمـات و عـدم تـغـيـيـر مـعـانـى آيـات ) و رعـايـت قـواعـد وقـف و ابـتـدا مـى بـاشـد. رسول خدا (ص ) فرمود:
(اِقْرَءُوا الْقُرْانَ بِاَلْحانِ الْعَرَبِ وَ اَصْواتِها)(5)
قرآن را با لهجه و صوت عربى بخوانيد.
از ايـن رو، روا نـيـسـت كه قرآن را با لهجه غير عربى خواند. اگر خواسته باشيم قرآن را با لحن و صوت عربى بخوانيم بايد علم تجويد را بدانيم .
پيامبر اسلام (ص ) در جاى ديگر مى فرمايد:
(اِنَّ لِكُلِّ شَىْءٍ حِلْيَةٌ وَ حِلْيَةُ الْقُرْانِ الصَّوْتُ الْحَسَنُ)(6)
براى هر چيزى زينتى است و زينت قرآن ، صداى نيكوست .
احـتـرام بـه گـفـتار پروردگار و رسولش ايجاب مى كند كه خوانندگان قرآن ، صداى زيبا و دلنـشـيـن را بـا قـرائت قـرآن هـمـراه كـنند و پيام خدا را به زيباترين صوتها آراسته ، تقديم رهروان كويش نمايند.... در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

بخش اوّل روان خوانى قرآن درس اول حركات

حركات 
از ميان علامتها، حركات مهمترين نقش را در تلفّظ صحيح حروف و كلمات قرآن دارند.
حـركـات ، سـه نـوع اسـت : (فـتـحـه ، كـسـره ، ضـمـّه ) كـه بـه تـرتـيـب بـا شكل و اسم و چگونگى تلفّظ آنها آشنا خواهيد شد.
فتحه
به اين علامت (ـَ) در فارسى (زِبَر) و در عربى (فتحه ) مى گويند.
فتحه از كلمه (فَتْحْ) گرفته شده و در اصل (فَتْحَةٌ) بوده ، يعنى يك بار گشودن . در هنگام وقف بر آخر آن ، (طبق قواعد وقف ) تاء (ة ) تبديل به هاء ساكن (ه ) مى شود.
صـداى فـتـحـه ، مـتـمـايـل بـه صـداى (حـرف الف ) اسـت . از ايـن رو، بـراى نـشـان دادن شـكـل آن از حـرف الف كـمـك گـرفـته اند و براى اينكه با الف اصلى كلمه ، اشتباه نشود به شكل الف كوچك و خوابيده روى حرف قرار داده اند (ـَ ، ـ ، ا).
علّت نامگذارى آن به فتحه اين است كه در هنگام تلفّظ حروفى كه داراى اين علامت هستند، لبها حالت گشودن به خود مى گيرد(9)، مانند:
كـَتـَبَ ـ خـَسـَفَ ـ مـَكَرَ ـ زَهَقَ ـ كَفَرَ ـ وَلَدَ ـ وَسَقَ ـ فَخَرَجَ ـ خَلَقَكَ ـ سَاَلَكَ ـ فَقَدَرَ ـ فَخَلَقَ ـ وَ قَذَفَ ـ وَ وَجَدَكَ ـ فَعَدَلَكَ ـ وَ يَذَرَكَ ـ عَقَبَةَ ـ فَحَشَرَ.
ادامه نوشته

درس دوم حروف مدّى

حروف مدّى
هرگاه بعد از حركات (فتحه ، كسره ، ضمه ) حرف همجنس آنها قرار بگيرد، آن حرف ، باعث دو برابر شدن مدّ و كشش صداى حركات مى شود؛ از اين رو به آن ، حرف مدّى مى گويند. حروف مـدّى سـه تـا اسـت : (الف مـدّى ، يـاء مـدّى ، واو مـدّى ) كـه بـه تـرتـيـب دربـاره شكل ، اسم و چگونگى تلفّظ آنها توضيح مى دهيم .
الفِ مدّى
هـر گـاه بـعـد از حـرف مفتوح ، الفى قرار گيرد (ـَ ا) اين الف باعث دو برابر شدن مدّ و كشش صداى فتحه مى شود بدين جهت به آن ، الف مدّى مى گويند.
در قـرآنـهـايـى كـه بـا رسـم الخـط ايـرانـى نـوشـتـه شـده ، فـتـحـه قـبل از الف مدّى را به صورت ايستاده علامت گذارى كرده اند (ـ ا) تا نشانگر تلفّظ فتحه با صداى كشيده باشد.
صداى الف مدّى نزد تمامى حروف ، يكسان نيست ؛
ادامه نوشته

درس سوم ساير علامتها

ساير علامتها
بغير از علامت حركات (و حروف مدّى ) علامتهاى ديگرى براى نشان دادن حرف ساكن ، مشدّد، مُنَوَّن و هـمـچنين علامت مدّ (براى نشان دادن مدّ و كشش بيش از مقدار طبيعى ) قرار داده اند كه به ترتيب درباره شكل ، اسم و چگونگى تلفّظ آنها توضيح خواهيم داد.
سكون
حرفى كه هيچ گونه حركتى نداشته باشد، ساكن ناميده مى شود.
بـراى نـشـان دادن حـرف سـاكـن از علامتى به اين شكل (ح‍ )(13) استفاده مى شود. اين شـكـل (ح‍ ) از حـرف اوّل كلمه خفيف گرفته شده (خـ ) و نشانگر خفيف تلفّظ شدن حرف ساكن در مـقـابل حرف متحرّك (يا مشدّد) مى باشد. بعدها به خاطر كاربرد زياد و اختصار، نقطه و دنباله آن را حذف كرده اند ( ـ خ‍ ـ خفيف )(14)
حـرف سـاكـن ، چـون فـاقـد حـركـت اسـت ابـتـدا كـردن بـه آن مـحـال يـا بـسـيـار مـشـكـل خـواهـد بـود از ايـن رو،
ادامه نوشته

درس چهارم حروف ناخوانا

حروف ناخوانا
در قرآن كريم به چهار حرف (ا ـ ل ـ و ـ ى ) بر مى خوريم كه در بعضى از كلمات نوشته شده ولى خـوانـده نـمـى شـونـد. در اين مبحث با موارد آنها و علّت نوشتن و خوانده نشدنشان نيز آشنا خواهيد شد.
پايه و كرسى همزه
هـمـزه از حـروفـى اسـت كـه در نـوشـتـه هـاى قـديـمـى عـربـى شـكـل خـاصـى نداشت . در ابتداى كلمه بصورت الف و در وسط و آخر كلمه با توجّه به حركت هـمـزه يـا حـركـت حـرف قـبلش ، آن را به صورت (ا،و،ى ) مى نوشتند، بعدها كه قرآن را براى صـحـت قـرائت ، عـلامت گذارى كردند، اين شكل (ء) را براى همزه وضع نمودند و آن را روى سه حـرف مـذكـور قـرار دادنـد (اء ـ ؤ ـ ئُ) تـا قـارى قـرآن چگونگى تلفّظ صحيح آن سه حرف را تـشـخـيص دهد. بنابراين ، طبق نوشته هاى امروزى ، اين سه حرف (ا ـ و ـ ى ) ديگر خوانده نمى شوند و در حكم پايه و كرسى همزه محسوب مى شوند، مانند:
ادامه نوشته

درس پنجم حروفى كه نوشته نشده ولى بايد خوانده شوند

حروفى كه نوشته نشده ولى بايد خوانده شوند
در قـرآن بـه سـه حـرف (ا ـ و ـ ى ) بر مى خوريم كه در كتابت بعضى از كلمات قرآن نوشته نشده ، ولى بايد خوانده شوند. بطور كلّى ، مى توان آنها را به دو دسته تقسيم كرد:
مواردى كه جزء اصل كلمه نيست .
مواردى كه جزء اصل كلمه هست .
در اين مبحث با جزئيّات و چگونگى نوشتن و علامت گذارى آنها آشنا مى شويد.
مواردى كه جزء اصل كلمه نيست :
(واو) و (ياء) كه بر اثر اشباع هاء ضمير به وجود مى آيد.
نخست به معناى اشباع و هاء ضمير توجّه فرماييد:

ادامه نوشته

بخش دوّم تجويد قرآن كريم؛ درس ششم تجويد و الفباى عربى

تجويد و الفباى عربى
معناى تجويد
تـجـويـد در لغـت ، مـتـرادف بـا كلمه (تحسين ) به معناى (نيكو گردانيدن ) است و در اصطلاح ، عبارت است از قواعد و دستورهاى صحيح اداء كردن حروف از نظر مخارج ، صفات و احكام آن .
فايده تجويد
بـا رعـايت قواعد تجويد، قرآن همان گونه كه در آغاز اسلام خوانده و شنيده مى شد، قرائت مى گـردد و در نـتـيـجـه ، قرآن از تغيير و تحريف ، محفوظ مانده ، آهنگ زيبا و دلنشين آن نيز از بين نمى رود.
الفباى عربى
هر حرفى داراى شكل ، اسم و تلفّظى خاص مى باشد.
در كـتـاب روخـوانى قرآن با شكلها و اسمهاى حروف آشنا شديد. در اين كتاب به يارى خداوند رحـمـان ، بـا نـحـوه تـلفـّظ حـروف عـربـى آشـنـا خـواهـيـد شـد. قبل از توضيح آنها به بررسى چند مطلب كه بى ارتباط با شكلها و اسمهاى حروف نيست مى پردازيم :
ادامه نوشته

درس هفتم تلفّظ حروف عربى (18) (1)

تلفّظ حروف عربى (18) (1)
بـسـيـارى از حروف عربى تقريباً به همان شكل فارسى تلفّظ مى شوند و نيازى به آموزش نـدارد و تـنـها ده حرف (ثاء، حاء، ذال ، صاد، ضاد، طاء، ظاء، عين ، غين ، واو) در زبان عربى ، تلفّظ آنها به گونه ديگرى است كه به شرح آن مى پردازيم .
لازم به يادآورى است كه ترتيب زير به جهت سهولت در فراگيرى انتخاب شده است .
حرف واو
در اداى حرف (واو) لبها بدون برخورد با دندانها به حالت غنچه در مى آيد و اين حرف از ميان دو لب تلفّظ مى شود.
تمرين :
بـَلَوْنـاهـُمْ ـ اَوْجـَفـْتـُمْ ـ تـَوْبَتُهُمْ ـ لاتَوْجَلْ
ادامه نوشته

درس هشتم تلفّظ حروف عربى (2)

تلفّظ حروف عربى (2)
حرف غين
غـيـن و قـاف در فـارسـى ، مـثـل هـم تـلفـّظ مـى شـونـد، حال به نحوه اداى هر يك در زبان عربى ، دقّت كنيد.
حرف (قاف ) به كمك زبان كوچك و با شدّت و سختى گفته مى شود بطورى كه صوت ، قطع مى گردد، ولى حرف (غين ) از انتهاى حلق و با سستى تلفّظ شده و صدا در آن كشيده مى شود، همچنين حرف (غين ) بايد درشت ادا شود.(19)
تمرين :
اَقْنى اَغْنى
قَدْ غَدْ
نَغْفِرْ ـ يَغْلى ـ اَفْرِغْ ـ اُغْشِيَتْ ـ يُغْنيهِمْ
ادامه نوشته

درس نهم تلفّظ حروف عربى (3)

تلفّظ حروف عربى (3)
حرف طاء
حرف (طاء) و (تا) در فارسى مانند هم ادا مى شوند.
حرف (طاء) مانند حرف (تاء) از تماس روى سر زبان با ناهمواريهاى كام بالا ادا مى شود، با اين تفاوت كه صدا در حرف (طاء) درشت و پرحجم مى باشد.
تمرين :
تابَ طابَ
قانِتينَ قانِطينَ
اَطـْغـى ـ تـَطْغَوْا ـ فِطْرَةَ ـ خِطْبَةِ ـ مُطْمَئِنّينَ ـ يُطْعِمُونَ ـ فَطَرَ ـ طَفِقَ ـ اِسْتَطَعْتُمْ ـ طآئِفَتانَ ـ اَطاعُونا ـ بِطائِنُها ـ وَ لا تُطِعْ ـ سُطِحَتْ ـ طِفْلاً ـ اَساطيرُ ـ اَطيعُونِ ـ خَطيئاتِكُمْ ـ طُمِسَتْ ـ خُطُواتِ ـ طُغْياناً ـ طُوبى ـ يَطُوفُ ـ بُطُونِهِمْ ـ تُشْطِطْ ـ تَخُطُّهُ ـ لِلطّاغينَ ـ تَطَّلِعْ ـ فَاطَّهَّرُوا ـ عُطِّلَتْ.
حرف صاد
ادامه نوشته

درس دهم استعلا و استفال

استعلا و استفال
معناى استعلا
استعلا در لغت ، به معناى (برترى طلبى ، ميل به بلندى ) مى باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از (ميل ريشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفظ حرف ).
در اثر اين صفت ، حرف حالت پرحجم و درشتى به خود مى گيرد.
حروف استعلا
حروف استعلا عبارتند از:
(خ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ غ ـ ق ).
در هنگام اداى چهار حرف (ص ـ ض ـ ط ـ ظ) قسمتى از سطح زبان ، سقف دهان را مى پوشاند و در نتيجه ، اين حروف درشت تر و غليظتر از سه حرف ديگر تلفّظ مى شوند.
ادامه نوشته

درس يازدهم قلقله ولين

قلقله ولين
معناى قلقله
قـلقـله در لغـت ، بـه مـعـنـاى (اضـطراب ، جُنبش ) مى باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از (آزاد نمودن صداى حرف در هنگام سكون ).
حروف قلقله
حروف قلقله عبارتند از: (ب ـ ج ـ د ـ ط ـ ق ) كه در عبارت (قُطْبُ جَدّ) گرد آمده اند.
در حـالت سـكـون (اعـم از ايـنـكـه ذاتـى بـاشـد يـا عـارضـى )، صـداى حـرف ، بـطـور كامل متوقّف مى گردد و تنها راه تلفّظ، آزاد نمودن صداى آنهاست .
صداى ايجاد شده ، بيشتر ميل به فتحه دارد.
قلقله اى كه در آخر كلمه و هنگام وقف پديد آيد، آشكارتر از موردى است كه در وسط كلمه باشد و چـنـانـچه مشدّد نيز باشد، قلقله از حالت قبل نيز آشكارتر مى شود.
ادامه نوشته

درس دوازدهم تفخيم و ترقيق (1)

تفخيم و ترقيق (1)
معناى تفخيم
تـفـخـيـم در لغـت ، (مـتـرادف كـلمـه (تـسمين ) به معناى (تعظيم و بزرگداشت ) مى باشد، و در اصـطـلاح ، عـبـارت اسـت از: (درشـت و غـليـظ اداء كـردن حرف بطورى كه دهان از صداى آن پر شود).
معناى ترقيق
تـرقـيـق در لغـت ، (ضـد تفخيم ) به معناى (رقيق كردن و از غلظت چيزى كاستن ) مى باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از: (نازك و رقيق ادا كردن حرف ).
موارد تفخيم و ترقيق
تمام حروف استعلا بدون استثنا تفخيم مى گردند و اين حالت در چهار حرف (ص ـ ض ـ ط ـ ظ) قويتر است .
لازم بـه يـادسـپـارى اسـت كه تفخيم ، در حرف مفتوح ، بيشتر بوده و در حرف مضموم و ساكن ، متوسط، و در حرف مكسور، اندك است .
ادامه نوشته

درس سيزدهم تفخيم و ترقيق (2)

تفخيم و ترقيق (2)
تفخيم حرف راء
حرف (راء) در شرايط زير (تفخيم ) مى شود.
1 ـ راء مفتوح يا مضموم ، مانند:
رَحيمُ ـ فَرَضَ ـ قُدِرَ ـ اَرادَ ـ رُزِقَ ـ حُرُماتِ ـ تَذَرُ ـ رُوحُ
2 ـ راء ساكن كه ماقبل آن مفتوح يا مضموم باشد، مانند:
مَرْعى ـ نَهَرٍ (نَهَرْ) ـ اُرْسِلَ ـ فَاهْجُرْ ـ حُمُرٌ (حُمُرْ)
3 ـ راء ساكن ماقبل ساكن كه قبل از آن مفتوح يا مضموم باشد (در هنگام وقف پيش مى آيد)، مانند:
ادامه نوشته

درس چهاردهم ادغـام

ادغـام
معناى ادغام
ادغـام در لغـت ، (مـترادف كلمه (ادخال ) به معناى (داخل نمودن ) است ، و در اصطلاح ، عبارت است از: (داخـل كـردن حـرفـى در حـرف ديـگـر بـطـورى كـه اثـرى از حـرفـِ اوّل يعنى (مُدْغَمْ) باقى نماند و حرف دوّم يعنى (مُدْغَمٌ فيه ) مشدّد شود، مانند:
(قَدْ دَخَلُوا) كه دال (قَدْ) در دال (دَخَلُوا) ادغام شده و آن را (قَدَّ خَلُوا) مى خوانيم .
چـنـانـچـه مـُدغـَم و مـُدغـَمٌ فـيـه ، مـثـل هـم نـبـاشـنـد، نـخـسـت مـدغـم را تـبـديـل بـه حـرف دوّم نـمـوده و سـپـس ادغـام مـى كـنـيـم ، مـانـنـد (قـُلْ رَبِّ) كـه ابـتـدا (لام ) را تبديل به (راء) و بعد در (راء) دوّم ادغام مى نماييم و (قُرَّبِّ) مى خوانيم .
فايده ادغام
فـايـده ادغـام (سـهـولت در تـلفّظ) است ، يعنى اگر
ادامه نوشته