عشق ابا عبدالله الحسین مرز نمی شناسد؛ حضور نمایندگانی از مسیحیّت به پابوس سیدالشهدا در کربلا

امام حسین در باور دانشمندان غیر مسلمان

ادوارد براون:دل ها به درد آمد

او در مورد مصیبت بزرگ کربلا می گوید:«آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخنی به گوش می رسد،مالامال حزن و اندوه نگردد؟ حتی غیر مسلمانان هم نمی توانند پاکی روحی را که این جنگ در برداشت انکار کنند.»

واقعه کربلا در دل دوستداران علی-ع- و پیروان تشیع،شعله تازه و فروزان تری بر افروخت و ریخته شدن خون نواده پغمبر-ص- با وحشیانه ترین نوع وهزاران شکنجه و عذاب،خشم و نفرت زاید الوصفی در میان پیروان امام-ع- پدید آورد،در مصبت کربلا دل ها سخت به درد آمد و از همان وقت این روح شهادت و فداکاری و حقیر شمردن مرگ به فعالیت شیعیان قدرت تازه ای بخشید...

 

ماساریک:پر کاه در برابر کوه

«توماس ماساریک» مصیبت های امام حسین-ع- را با حضرت عیسی-ع- مقایسه کرده و می نویسد:«مصائب مسیح نسبت به مصائب حسین-ع- مانند پر کاهی است در برابر کوهی بزرگ»   

منبع: http://lila1370.blogfa.com/

 

رحلت پیامبر گرامی اسلام و ادعای فاحش عُمر در تفسیر سور آبادی

ابوبکر رسول را ديد در خانه خوابانيده و چادر مرگ بر روى وى كشيده و همه خانه از نور وى روشن گشته و بوى مشك و عنبر گرفته.

چادر را از روى وى برداشت و روى او را ديد، چون ماه شب چهارده، روى بر روى او نهاد و زار بگريست و گفت عشت طيّبا و متّ طيّبا ما اطيبك حيّا و ميّتا آمنت بك ميّتا كما آمنت بك حيّا، و روى او را بپوشيد و بيرون آمد به مسجد ياران را ديد نشسته و در اشك آغشته و از غم بشته و متحير گشته و عمر بر منبر همى گفت: مصطفى از عيسى كم نبود، عيسى را به آسمان بردند مصطفى را نيز به آسمان بردند. و منافقان بخنيسه همى زدند بو بكر او را آواز داد كه: على رسلك يا مخالف، بهوش باش اى آنكه خلاف آن مى‏گويى كه مى‏بايد گفت. و به ديگر روايت آمدست كه بو بكر گفت: على رسلك ايها الحالف، اى آنكه سوگند مى‏خورى كه محمد بنمرده است چه جاى اين سخن است. عمر پنداشت كه بو بكر خبر ندارد كه چه بوده است، هم چنان سخن خويش مى‏گفت.

بو بكر همى بر بالا شد، تيغ بر گردن گرفته گفت: الا و من كان معبوده محمدا فانّ محمدا قد مات و من كان معبوده اله محمد فانّه حىّ لا يموت، الا و ان السيوف التي اظهر اللَّه بها الاسلام هى على عواتقنا، فمن شاء ان يبرز فليبرز و من شاء ان يرتدّ فليرتد

یعنی: بدانید که هرکس محمد(ٌص) را عبادت میکرده بداند که او از دنیا رفته و هر کس که خدای محمد(ص) را می پرستد بداند که او زنده ای است که نمیرد و این همان شمشیرهایی است که خداوند اسلام را با آنها ظاهر کرد پس هرکس میخواهد بجنگد بجگند و هرکس میخواهد برگردد برگردد.

 آن گه اين آيت برخواند وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ، الآية. خلق همه روى سوى ابو بكر كردند.

تفسير سور آبادى، ج‏1، ص: 577 

رفتار عایشه با اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه و آله + آیه مباهله در شان اهل بیت علیهم السلام

و چون امام حسن علیه السلام به شهادت رسید، چهل و شش ساله بود و مردمان خواستند كه او را هم پهلوى پيغامبر صلوات اللَّه عليه دفن كنند. عايشه آگاه شد، بر اشتر نشست و بيامد با قوم سپاه، و حسن را عليه السلم بر جنازه همى آوردند. عايشه گفت همداستان نباشم كه حسن را اينجا بگور كنيد كه اين حجره منست. پس مردمان بر عايشه بشوريدند و گفتند تو سخت رويى همى كنى. يك بار بر آن اشتر نشستى و با پدرش روز جمل حرب كردى تا چندان مسلمان اندر عصبيت تو كشته شدند، و امروز برين اشتر نشستى و با جنازه پسرش همى حرب كنى، خود حرمت پيغامبر فراموش كردى.

پس مردمان مدينه بدو گروه شدند گروهى شيعت اهل البيت شدند، و گروهى يار عايشه بودند. و چندان تير بر جنازه حسن انداخته بودند كه جنازه چون نيستانى بود. پس حسين بن على گفت حسن مرا وصيت كرده است كه اگر چندان كه يك كف خون ريخته مى‏شود در انك مرا هم پهلوى پيغامبر عليه السلم بگور كنيد، حرب مكن و مرا بگورستان بر. پس او را بگورستان بردند و بگور كردند.

                        ترجمه تفسير طبرى، ج‏5، ص: 1389

در تفسیر سُنّی سور آبادی آمده:  آيت آمد كه فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ، الآية (المباهلة)«آل عمران/61» . رسول از حجره بيرون آمد دست حسن و حسين گرفته، و گفت «هان، هنوز به شك‏ايد در حقّى من، بياييد تا به مباهلت بيرون رويم تا بر كه فرو آيد لعنت». سيّد در عاقب مى‏نگريست و عاقب در سيّد آن گه قوم را گفتند «زنهار نبايد كه به مباهلت با او بيرون شويد كه باز نياييد و همه هلاك شويد و نسل شما منقطع شود صواب آن است كه جزيت درپذيريم و به رضاى محمد بازگرديم» جزيت درپذيرفتند و رسول را گفتند «اميرى با ما به نجران فرست تا سيرت و روشن تو آنجا اظهار كند و جزيت جبايت كند». رسول گفت «ان شاء اللَّه‏

تفسير سور آبادى، ج‏1، ص: 255

اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ 

آیا معاویه واجب العنة نیست؟ به شهادت رسیدن سرور جوانان بهشت توسط معاویه ملعون


از تفسیر طبری مهمترین تفاسیر اهل سنت:

پس چون حسن رضى اللَّه عنه با معاويه صلح كرد و بمدينه باز آمد با همه اهل بيت خويش، معاويه بكار او بر ايستاد تا او را بچه روى هلاك كند چنانك خلق نه داند كه معاويه او را هلاك كرده است.

پس نامه كرد سوى زن حسن عليه السلم اسما بنت اشعث بن قيس، و گفت اگر تو حسن را بكشى من ترا بزنى به پسر خويش دهم يزيد، و ده هزار دينار ترا دهم.

زن گفت من ندانم كه او را بچه بايد كشتن. معاويه دستارچه زهر آلود بنزديك آن زن فرستاد، و گفت چون حسن با تو گرد آيد او را بدين دستارچه پاك كن.

پس اسما زن حسن آن كار بساخت، و چون حسن با وى گرد آمد او را بدان دستارچه زهر آلود پاك كرد، و آن زهر بحسن اندر بپراكند، و بدان اندر هلاك شد، و نيز گويند معاويه شربتى زهر بفرستاد تا حسن را دادند و اندران هلاك شد.

و نيز گويند كه آن زن او را سونش داد تا جگر حسن بدان اندر تباه شد تا بمرد.

پس آن زن بنزديك معاويه شد و او را ده هزار دينار بداد و يزيد را گفت او را بزنى كن، گفت من از وى ترسم كه او حسن بن على را بتوانست كشتن، ما را بچه دارد.

و روايت كنند از حسن رضى اللَّه عنه كه او بدان بيمارى اندر كه بمرد ايدون گفت:

سقيت السم مرتين و هذه الثلاثة. 

گفت مرا دو بار زهر دادند مر او اين سيم بارست.

  ترجمه تفسير طبرى، ج‏5، ص: 1383


فضیلت خاندان نبی صلوات الله علیهم در یکی از تفاسیر سنی:

پیامبر (ص)ياران را گفت «بگويم شما را كه كيست كه پدر وى بهين پدران است و مادرش بهين مادران است و جدّش بهين جدّان است و جدّتش بهين جدّتان است و عمّش بهين عمّان است و عمّتش بهين عمّتان است و خالش بهين خالان است و خالتش بهين خالتان است؟». ياران گفتند «بلى يا رسول اللَّه».

گفت «آن حسن و حسين‏اند كه پدر ايشان على است و مادر ايشان فاطمه زهرا است و جدّ ايشان رسول خداى است و جدّه ايشان خديجه كبرى است و عمّ ايشان جعفر طيّار است و عمّتشان امّ هانى است و خال ايشان قاسم و خالت ايشان زينب فرزندان مصطفى، هر كه ايشان را دوست دارد امروز بهشتى است فردا با ايشان در بهشت باشد و هر كه ايشان را دشمن دارد امروز دوزخى است فردا با دشمنان من در دوزخ باشد».

تفسير سور آبادى، ج‏3، ص: 1969


اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ

خدايا لعنت كن ابا سفيان،و معاويه و يزيد فرزند معاويه را 

حقانیّت مذهب حقّه شیعه برای دلهای بی تعصب(کتاب صوتی شبهای پیشاور)

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ 

 تسلیت عرض میکنیم فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان و اصحاب حضرتش، خدمت ساحت امام عصر روحی و ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، و سایر عزاداران حسینی.

مناظره زیبای سلطان الواعظین شیرازی باعلمای اهل سنت در شهر پیشاور بصورت صوتی mp3 در ده قسمت حتما دانلود کنید وگوش کنید بسیار اموزنده است:

شب اول ودوم   شب سوم   شب چهارم   شب پنجم

شب ششم  شب هفتم  شب هشتم  شب نهم  شب دهم

منبع: http://maktabmaktab.blogfa.com

حکایت عشق

خونابه های لبتو میشورم با اشکام بابا

خاکسترای سرتو میگیرم با دستام بابا

خدا نگه داره عمه رو اگه نبود میمردم میمردم

سپر برای تنم میشد وقتی کتک میخوردم میخوردم

باشه بذار چشام تو غربت بباره

باشه بذار بگن که بابا نداره

 

 

کجایی بابا شده نماز من شکسته

کجایی بابا شده قیام من نشسته

کجایی بابا بیا ببین تیمم به روی خاک صورتت با دست بسته

ای بابا حکایتی شده مویم

ای بابا شکستگی ابرویم

ای بابا ببین کبوده بازویم

باشه کوچه به کوچه رو نیزه ها رفتی خونه ما نیومدی

باشه کنج تنور و طشت طلا رفتی خونه ما نیومدی

ای بابا حکایتی شده مویم

ای بابا شکستگی ابرویم

ای بابا ببین کبوده بازویم

تو دست سردش میگیره عمه این دستامو

میبوسه با اشک چشماش هرشب این زخمامو

بارون چشم کبود من بهونه هر روزه هر روزه

خدا میدونه که تا سحر آبله هام میسوزه میسوزه

باشه بذار اشکامو دوری درآره

باشه بذار بگن که بابا نداره

ای بابا حکایتی شده مویم

ای بابا شکستگی ابرویم

ای بابا ببین کبوده بازویم

کجایی بابا عزا گرفته دختر تو

میخونه روضه خودش برای خواهر تو

تو بازار شام دیدم که میفروشن یه گوشوارم رو با انگشتر تو

ای بابا ببین دیگه زمین گیرم

ای بابا سه سالمه ولی پیرم

ای بابا شبیه زهرا میمیرم

ای وای دل پریشونم تو کوچه ها بابا

بی کسی ام بد دردیه ای وای خیلی میترسم بردن ما رو بابا

دور از نگاه غیرت عباس روی نی

بر روی قیمت اسرا چانه میزدند

 در ادامه مطلب دانلود کنید

ادامه نوشته

چه یک شیر جنگی..  چه یک دشت مرد

چه یک شیر جنگی....

چه یک دشت مرد .

(به کوری چشم دشمنان جاهل)

الهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النّصر

الهم احفظ قائدنا

چه کسانی به انسانها ظلم می کنند؟ + اصلیّت ظالم

وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً،

و خدا لعنت كند آنان را كه امكان و توان جنگ با شما را براى ايشان تدارك ديدند من بيزارى میجويم به سوى خدا و به جانب شما از ايشان و از شيعيان و پيروان و دوستدارانشان،اى ابا عبد اللّه من در صلحم با كسیكه با شما صلح كرد،و در جنگم با كسیكه با شما جنگيد تا روز قيامت،و خدا لعنت كند خاندان زياد و خاندان مروان را و خدا همه بنى اميه را لعنت كند،و لعنت كند پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر را

مرگ بر امریکا

مرگ بر اسرائیل

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

لا یبغی على النّاس إلّا ولد بغیّ و إلّا من فیه عرق منه.

بر مردم ستم نکند جز فرزند زنا کار یا کسى که رگى از زنا کار دارد.

»نهج الفصاحه حدیث شماره  2515

امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانه

panahiyan055 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانه

 

musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهجلسه اول۵۷:۴۲
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهجلسه دوم۳۰:۵۸
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهعرفان عبد گونه۱:۰۶:۴۹
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهنگاه عارفانه به زندگی۱:۰۴:۲۱
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهتوجه و علاقه ی حقیقی به اهل بیت۵۹:۲۶
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهالگوگیری از عارفان۱:۰۲:۱۹
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهفرد عارف کیست؟۵۸:۴۹
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهامام حسین (ع) وعلم عرفان۵۹:۱۹
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهابعاد احکام و معارف اسلام۵۴:۴۴
musicdl2 امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانهمقایسه اجمالی ماه رمضان وماه محرم۵۵:۰۳

 

کلیپ صوتی «سخت‌ترین مصیبت امام حسین» استاد پناهیان+ دانلود سخنرانی کامل با موضوع «چرا خدا نعمت‌ها را

حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در سال های گذشته بحثی کاربردی - اعتقادی تحت عنوان «امتحان» را ارائه فرمودند که یکی از مهمترین و جذابترین مباحث ارائه شده توسط ایشان می باشد.

می گویند هر بدی و هر خوبی که انسان انجام دهد، در همین دنیا عوضش را می بیند. اما وقتی دقت می کنیم، می بینیم همواره اینگونه نیست و بسیاری از بدی ها و خوبی ها در دنیا بی جایزه و بی عذاب می مانند. واقعاً خداوند در عکس العمل اعمال ما در دنیا چه می کند؟ وقتی یک ستمکار به ظاهر عذابی نمی بیند، خداوند چه چیزی سر راه او قرار می دهد و وقتی یک نیکوکار به ظاهر اجری دنیوی نصیبش نمی شود، چه تغییری توسط خداوند در زندگی او رقم می خورد؟ استاد پناهیان در این جلسه به پرسش این سوالات پرداخته و سپس یکی از اصلی ترین امتحانات الهی را معرفی می کنند.


در ادامه مطلب دانلود کنید
ادامه نوشته

لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ - «البقرة/279»

http://dl.beheshtdl.in/92/shahrivar/emam-khamenei-zolmo-mazlom.jpg

  

دانلود در ادامه مطلب

ادامه نوشته

دانلود کلیپ تاثیرگذار، دوستان مجهز شوید به اسلحه هایی در جنگ نرم توسط استاد پناهیان

دانلود کنید در لینک زیر:

http://shiabooks.dl4.ir/upload3/aslahehaye%20jange%20narm-ostad%20panahiyan(shiabooks.ir).mp3


روایت امام سجاد(ع) از علت ابتلای یعقوب(ع) به فراق یوسف

در معانى الاخبار به سند خود از ابى حمزه ثمالى روايت كرده كه گفت: من با على بن الحسين (ع) نماز صبح روز جمعه را خواندم، بعد از آنكه از نماز و تسبيح فارغ شد برخاست تا به منزل برود، من هم به دنبالش برخاستم و در خدمتش بودم حضرت، كنيزش را كه سكينه نام داشت، صدا زد و به او فرمود: از در خانه‏ام سائلى دست خالى رد نشود، چيزى به او بخورانيد، زيرا امروز روز جمعه است. عرض كردم آخر همه سائل‏ها مستحق نيستند، فرمود: اى ثابت! آخر مى‏ترسم در ميان آنان يكى مستحق باشد، و ما به او چيزى نخورانيم و ردش كنيم، آن وقت بر سر ما اهل بيت بيايد آنچه كه بر سر يعقوب و آل يعقوب آمد، به همه آنان طعام بدهيد.

يعقوب رسمش اين بود كه هر روز يك قوچ مى‏كشت و آن را صدقه مى‏داد و خود و عيالش هم از آن مى‏خوردند، تا آنكه وقتى سائلى مؤمن و روزه‏گير و اهل حقيقت كه در نزد خدا منزلتى داشت در شب جمعه‏اى موقع افطارش از در خانه يعقوب مى‏گذشت، مردى غريب و رهگذر بود، صدا زد كه از زيادى غذايتان چيزى به سائل غريب و رهگذر گرسنه بخورانيد، مدتى ايستاد و چند نوبت تكرار كرد، ولى حق او را ندادند و گفتارش را باور نكردند.

در ادامه مطلب

ادامه نوشته

امام حسین (ع) و قرآن

در كافى از حضرت سيد الشهداء عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:

 «من قرء آية من كتاب اللَّه عز و جل فى صلاته قائما يكتب له بكل حرف مائة حسنة فاذا قرأها في غير صلاته كتب اللَّه له بكل حرف عشر حسنات و ان استمع القرآن كتب اللَّه له بكل حرف حسنة و ان ختم القرآن ليلا صلّت عليه الملائكة حتى يصبح و ان ختمه نهارا صلّت عليه الحفظة حتّى يمسى و كانت له دعوة مجابة و كان خيرا له ممّا بين السماء الى الارض، قلت هذا لمن قرء القرآن فمن لم يقرأ قال يا اخا بنى اسد ان اللَّه جواد ماجد كريم اذا قرء ما معه اعطاه اللَّه ذلك» 

  (هر كس آيه از كتاب خداى عز و جلّ در نمازش ايستاده بخواند براى او بهر حرفى صد حسنه نوشته شود و هر گاه در غير نماز بخواند براى او بهر حرفى ده حسنه نوشته شود و اگر قرآن را استماع كند براى او بهر حرفى يك حسنه نوشته شود و اگر قرآن را در شب ختم كند فرشتگان براى او طلب رحمت كنند تا صبح نمايد و اگر در روز ختم كند فرشتگان نگاهبان براى او طلب رحمت كنند تا شام نمايد و براى او دعاى مستجاب باشد. راوى گويد گفتم اين ثوابها براى كسى است كه قرائت قرآن نمايد، پس كسى كه نتواند بخواند؟ حضرت فرمود اى برادر بنى اسد خداوند جواد بزرگوار و كريم است هر گاه بخواند آنچه با اوست از قرآن «از حفظ دارد» خداوند اين ثوابها را باو عطا كند)

كتاب فضل القرآن باب ثواب قراءة القرآن‏

 أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 33


چرا امام حسین (ع) به استقبال شهادت رفت؟

گروهى از دشمنان دين اسلام يا مسلمانهائى كه بى اطلاع ميباشند اعتراض ميكنند: چرا امام حسن با معاويه صلح نمود و امام حسين با يزيد جنگ كرد گر چه اينگونه اعتراضات غير وارد جوابهاى فراوانى دارند، ولى ما بذكر دو جواب اكتفا مينمائيم:

1- گر چه پيامبران و چهارده معصوم عليهم السّلام از جهتى بشر معمولى بودند، ولى از جهاتى با مردم معمولى فرق داشتند. از جمله اينكه هر يك از آنان موظف بودند: طبق مأموريتى كه از طرف خدا به ايشان داده ميشد رفتار نمايند.

و كارهاى خدا هم چون و چرا ندارند. « زيرا قرآن در سوره، انبياء، آيه 23 راجع به اينموضوع ميفرمايد:

لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ. يعنى خدا در مقابل كارهائى كه ميكند مسئول نيست. ولى بندگان مسئولند.» از جمله رواياتى كه وظائف دوازده امام عليهم السّلام را تعيين ميكند اين است كه در كتاب: علل الشرايع جلد يكم، باب- 135- از صادق آل محمّد روايت ميكند كه فرمود: جبرئيل صحيفه‏اى از آسمان براى پيغمبر اعظم اسلام آورد كه قبلا و بعدا خدا نظير آنرا نازل نكرده بود و آن صحيفه به مهرهائى از طلا ممهور بود. (در آن صحيفه وظائف امامان عليهم السّلام تعيين شده است. وظيفه امام حسن صلح با معاويه و وظيفه امام حسين پيكار با يزيد تعيين گرديده است. چون آن صحيفه طولانى است لذا لازم است طالبين به كتاب مزبور مراجعه فرمايند).

2- چون امام حسين ميدانست كه چه در مدينه بماند يا به نقاط ديگر دنيا برود يزيد قطعا او را خواهد كشت لذا متوجه عراق شد تا شايد يزيد در اين مدت از تصميم خود منصرف شود، و اگر منصرف نشود اتمام حجت بيشترى بر او شده باشد. از طرفى هم امام حسين از طرف خدا و رسول مأمور بود كه كه بعراق عزيمت نمايد. ولى يزيد و لشكرش هيچكدام از طرف خدا و رسول مأمور نبودند كه امام را شهيد نمايند. كما اينكه هيچ شخص قاتل و معصيت- كار از طرف خدا و رسول مأموريت نداشته و ندارد كسى را بقتل برساند يا معصيت نمايد. براى كسب اطلاعات كاملى راجع به سبب شهادت امام حسين بكتاب: مقتل الحسين، تأليف مرحوم: سيد عبد الرزاق مقرم مراجعه شود.

   تفسير آسان، ج‏1، ص: 431

استدلال قرآنی حضرت زینب کبری سلام الله علیها در مجلس یزد ملعون

يزيد بن معاويه لعنة الله علیه از عبيد اللَّه بن زياد لعنة الله علیه  كه سرهاى شهداى كربلا را برايش بفرستد گفته: و سرها را كه سر مقدس حسين (ع) هم در بين آنها بود، نزد يزيد گذاشتند.

يزيد گفت:

         " نفلق هاما من رجال أعزة             علينا و هم كانوا اعق و اظلما"

" يعنى از رجالى كه بر ما سرورى داشتند فرقها شكافتيم، و آنان نسبت بما عاق‏تر و ستمگرتر بودند".

آن گاه به اهل مجلس خود رو كرد و گفت:" اين مرد به من افتخار مى‏كرد كه پدر من از پدر تو بهتر و مادرم از مادر تو بهتر بود، و جد من از جد تو بهتر و خودم از تو بهترم"، همين سخنان بود كه او را به كشتن داد.

اما اينكه مى‏گفت: پدر من از پدر يزيد بهتر است جوابش اين است كه پدر من با پدر او بر سر خلافت به منازعت برخاست، و خدا به نفع پدر من و به ضرر پدر او حكم نمود و خلافت را به من داد.

و اما اينكه مى‏گفت مادر من از مادر يزيد بهتر بود، قسم به جان خودم اين را درست مى‏گفت، چون فاطمه دختر رسول خدا (ص) بهتر از مادر من بود، و اما اينكه مى‏گفت: جد من از جد او بهتر است، اين نيز درست بود، چون كسى كه ايمان به خدا و روز جزا دارد به خود چنين جرأتى نمى‏دهد كه بگويد ابو سفيان بهتر از محمد بود، و اما اينكه مى‏گفت خود او بهتر از من است گويا اين آيه را نخوانده بود كه خداى تعالى مى‏فرمايد:" قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ ...".

در اينجا زينب دختر على (ع) سخن يزيد را به بيانى نظير بيان امام صادق (ع) رد نموده بنا به روايت سيد بن طاووس و ديگران در پاسخش به يزيد فرمود: اى‏

يزيد گويا از اينكه اقطار زمين و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتى، و كار ما بدين جا كشيد كه به اسيريمان ببرند، آن طور كه ساير اسيران را مى‏برند، به خاطر اين بوده كه ما نزد خدا خوار و تو در درگاه او محترم و آبرومند بوده‏اى؟ و خدا به خاطر عظمت مقامى كه تو نزد او داشته‏اى ما را چنين، و تو را چنان كرد؟! از اينكه باد به دماغت افكنده‏اى و اظهار مسرت مى‏كنى پيدا است كه اين طور پنداشته‏اى.

چون مى‏بينى دنيا و همه اسباب ظاهرى فعلا رام تواند، و گردش امور به كام تو و ملك و سلطنت ما بدون دردسر در دست تو است، ناگزير از تو مى‏خواهم لحظه‏اى سكوت كنى، و آرام بگيرى تا به تو بفهمانم كه چقدر در اشتباهى مگر به ياد ندارى آن كلام خدا را كه مى‏فرمايد:" وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ، إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ" كسانى كه كافر شدند اگر مى‏بينيد كه ما به ايشان مهلت داده‏ايم، گمان نكنند كه در اين مهلت خير خود آنان را خواسته‏ايم، نه تنها منظور ما اين است كه اين گروه بيشتر گناه كنند، و عذابى اليم داشته باشند (سوره آل عمران آيه 178)

 

و بی شک شاهد این آیه ی شریفه که حضرت زینب سلام الله علیها در جوب آن ملعون تلاوت کرد، تاریخ است؛ یزید ملعون پس از این جنایت عظیم، در سالهای بعد با جنایتهای بزرگ دیگری نظیرواقعه حرّه و قتل عام مردم مدینه و آتش زدن و ویران کردن حرم امن الهی، مشمول مکر الهی گردید و مشخص گردید که علت نازل نشدن عذاب الهی بر او و پیروان کثیفش بعد از قتل عام خاندان پاک پیامبر(ص)، مهلتی از طرف خدا بوده تا به شقاوت و خذلان خود بیافزاید و با رویی سیاهتر و بارگناهانی عظیمترو استحقاق لعنت بیشمارتر به ملاقات خدا و رسول خدا رود، و بلافاصله به قعر اسفل السّافلین سقوط کند.

اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ

خدايا اختصاص ده،اوّلين‏ ستمكار را از جانب من به لعنت،و آغاز كن به آن لعنت اولين را،سپس دومين و سومين و چهارمين را،خدايا يزيد پنجم‏ آنان را لعنت كن،و لعنت كن عبيد اللّه بن زياد و پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر و خاندان ابو سفيان خاندان زياد و خاندان مروان را تا روز قيامت.

 ص 181 من اللهوف المترجم

ترجمه الميزان، ج‏3، ص: 224

زیارت عاشورا