درس سوم
ساير علامتها
بغير از علامت حركات (و حروف مدّى ) علامتهاى ديگرى براى نشان دادن حرف ساكن ، مشدّد، مُنَوَّن و هـمـچنين علامت مدّ (براى نشان دادن مدّ و كشش بيش از مقدار طبيعى ) قرار داده اند كه به ترتيب درباره شكل ، اسم و چگونگى تلفّظ آنها توضيح خواهيم داد.
سكون
حرفى كه هيچ گونه حركتى نداشته باشد، ساكن ناميده مى شود.
بـراى نـشـان دادن حـرف سـاكـن از علامتى به اين شكل (ح‍ )(13) استفاده مى شود. اين شـكـل (ح‍ ) از حـرف اوّل كلمه خفيف گرفته شده (خـ ) و نشانگر خفيف تلفّظ شدن حرف ساكن در مـقـابل حرف متحرّك (يا مشدّد) مى باشد. بعدها به خاطر كاربرد زياد و اختصار، نقطه و دنباله آن را حذف كرده اند ( ـ خ‍ ـ خفيف )(14)
حـرف سـاكـن ، چـون فـاقـد حـركـت اسـت ابـتـدا كـردن بـه آن مـحـال يـا بـسـيـار مـشـكـل خـواهـد بـود از ايـن رو، بـه كـمـك حـرف مـتـحـرّك قبل از خود و به يك بخش ، خوانده مى شود، مانند:
مَنْ ـ قُمْ ـ خِفْتُمْ ـ اَنْزَلْنا ـ يَمْشُونَ ـ خَلْفَهُمْ
تشديد
اگـر حـرفـى پـشـت سـر هـم تكرار شود (اوّلى ساكن و دومى متحرّك ) تلفّظ آن براى اندامهاى گـفـتـارى انسان ، مشكل و سنگين خواهد بود، چرا كه مى بايست زبان دو بار به مخرج يك حرف برخورد كند، مانند:
رَبْ،بَ ـ مَدْ،دَ
بـراى رفـع اين سنگينى ، اوّلى را در دوّمى ادغام مى كنند، در نتيجه زبان يك بار، ولى محكم و بـا شـدّت بـه مخرج آن حرف برخورد كرده و جدا مى شود (در هنگام برخورد با حالت سكون و در هنگام جدا شدن با همان حركتى كه آن حرف دارا مى باشد).
براى نشان دادن حرف مشدّد از علامتى به اين شكل (ـّ ) استفاده مى كنند.
ايـن عـلامـت از شـين كوچك (شـ ) در ابتداى كلمه (شِدَّ) گرفته شده و دلالت بر شديد و محكم ادا شدن حرف در هنگام تلفّظ مى كند، نقطه ها و دنباله آن را با گذشت زمان حذف كرده و دندانه آن را باقى گذاشته اند (ـّ ، ش‍ ، شِدّ).
ايـن عـلامـت ، هـمـيشه بالاى حرف قرار مى گيرد و يكى از حركات سه گانه نيز ضميمه آن مى شود، مانند:
حَقُّ ـ صَلِّ ـ اَنَّ ـ اِنّا ـ يُصَلُّونَ ـ رَبّى
تنوين
تـنـوين ، نون ساكن زائدى است كه به آخر بعضى از اسمها اضافه مى شود. براى اينكه اين نـون زائد بـا نـون اصـلى كـلمـه ، اشـتـبـاه نـشـود آن را نـمـى نـويـسـنـد و در عـوض ، شـكـل حـركـت حـرف آخـر را تـكـرار مـى كـنـنـد (ــًــٍـٌ). ايـن تـكـرار شـكـل ، نـشانگر تلفّظ نون ساكنى است كه در هنگام نوشتن نوشته نشده ولى خوانده مى شود، مانند:
كِتابٌ ـ ماءً ـ ذِكْرٍ ـ راضِيَةً ـ سُرُرٌ ـ جِهادٍ
كه خوانده مى شود:
كِتابُنْ ـ ماءَنْ ـ ذِكْرِنْ و ...
# نكته :
عده اى بعد از كلماتى كه به تنوين فتحه ختم شد، الفى اضافه كرده اند، مانند (كِتاباً)، و اين بدان جهت است كه در هنگام وقف بايد بصورت الف مدّى خوانده شود(كِتابا).
در سه مورد زير الف آورده نشده است :
1 ـ كـلمـاتـى كـه بـه تـاء گـرد ختم شده باشد، مانند رَحْمَةً ـ حَياةً، چرا كه در هنگام وقف ، تاء تبديل به هاء ساكن مى شود (رَحْمَهْ ـ حَياهْ).
2 ـ كـلمـاتـى كـه الف مـدّى آن بصورت ياء نوشته شده باشد، مانند: (هُدًى ـ ضُحًى ). در بحث حروف ناخوانا با علّت آن ، آشنا خواهيد شد.
3 ـ بـعـضى از كلماتى كه به همزه ختم شده باشند، مانند (ماءً ـ سَماءً). ان شاءاللّه در بحثهاى آينده علت آن را توضيح خواهيم داد.
# نكته :
در بـعـضـى از قـرآنـهـا تـنـويـن را بـه دو صورت (ًــٍـٌ)،(ََــِِـُُ) علامت گذارى كرده اند كه در بحث تجويد با علّت آن آشنا خواهيد شد.
مـدّ
هـرگاه بعد از حروف مدّى ، حرف ساكن يا مشدّد و يا همزه قرار گيرد، حروف مدّى را بايد بيش از حالت طبيعى مدّ و كشش ‍ داد؛ در بعضى از قرآنها در چنين مواردى براى راهنمايى قارى علامتى به اين شكل ( ـَّ ) روى حروف مدّى قرار داده اند، مانند:
ضآلّينَ ـ سُوَّءِ ـ فىَّ اَنْفُسِهِمْ ـ الَّمَّ
ايـن عـلامـت از كـلمـه (مـدّ) گـرفـتـه شـده كـه قـسـمـت زيـريـن مـيـم و طـرف بـالاى دال را براى اختصار، حذف كرده اند. ( ـَّ ، مدّ).
ان شاءاللّه درباره انواع مدّ و ميزان كشش آن در بحث تجويد، توضيح خواهيم داد.
پرسش 
1 ـ علامت سكون از چه حرفى گرفته شده ، چرا؟
2 ـ علامت تشديد از چه حرفى گرفته شده ، چرا؟
3 ـ تنوين را تعريف كرده ، براى هر يك از انواع آن مثالى بزنيد.
4 ـ در چه مواردى بعد از تنوين فتحه ، (الف ) نيامده است ؟
5 ـ علامت مدّ روى چه حروفى قرار مى گيرد و باعث چه تغييرى در تلفّظ مى شود؟