رحلت پیامبر گرامی اسلام و ادعای فاحش عُمر در تفسیر سور آبادی
ابوبکر رسول را ديد در خانه خوابانيده و چادر مرگ بر روى وى كشيده و همه خانه از نور وى روشن گشته و بوى مشك و عنبر گرفته.
چادر را از روى وى برداشت و روى او را ديد، چون ماه شب چهارده، روى بر روى او نهاد و زار بگريست و گفت عشت طيّبا و متّ طيّبا ما اطيبك حيّا و ميّتا آمنت بك ميّتا كما آمنت بك حيّا، و روى او را بپوشيد و بيرون آمد به مسجد ياران را ديد نشسته و در اشك آغشته و از غم بشته و متحير گشته و عمر بر منبر همى گفت: مصطفى از عيسى كم نبود، عيسى را به آسمان بردند مصطفى را نيز به آسمان بردند. و منافقان بخنيسه همى زدند بو بكر او را آواز داد كه: على رسلك يا مخالف، بهوش باش اى آنكه خلاف آن مىگويى كه مىبايد گفت. و به ديگر روايت آمدست كه بو بكر گفت: على رسلك ايها الحالف، اى آنكه سوگند مىخورى كه محمد بنمرده است چه جاى اين سخن است. عمر پنداشت كه بو بكر خبر ندارد كه چه بوده است، هم چنان سخن خويش مىگفت.
بو بكر همى بر بالا شد، تيغ بر گردن گرفته گفت: الا و من كان معبوده محمدا فانّ محمدا قد مات و من كان معبوده اله محمد فانّه حىّ لا يموت، الا و ان السيوف التي اظهر اللَّه بها الاسلام هى على عواتقنا، فمن شاء ان يبرز فليبرز و من شاء ان يرتدّ فليرتد
یعنی: بدانید که هرکس محمد(ٌص) را عبادت میکرده بداند که او از دنیا رفته و هر کس که خدای محمد(ص) را می پرستد بداند که او زنده ای است که نمیرد و این همان شمشیرهایی است که خداوند اسلام را با آنها ظاهر کرد پس هرکس میخواهد بجنگد بجگند و هرکس میخواهد برگردد برگردد.
آن گه اين آيت برخواند وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ، الآية. خلق همه روى سوى ابو بكر كردند.
تفسير سور آبادى، ج1، ص: 577
- این وبلاگ صرفا برای نشر فرهنگ و معارف غنی قرآن کریم و اهل بیت ع ایجاد شده است، پس آن را به دوستان خود معرفی نمایید.